+93-747-159-153 — pphs1394@gmail.com
DSC_4010

عبدالله رضایی

November 18, 2020

عبدالله رضایی می گوید: «درسال ۱۳۹۴ که وارد پگاه شدم، مرزی شد میان دو دوره‌ی کاملا متفاوتِ دوران دانش آموزی ام. نمی خواهم در مورد دوران نه چندان خوشآیند قبل آن چیزی بگویم ولی در پگاه از همان اول احساس توانمندی می کردم. خصوصن در سال اول تاسیس پگاه، با تعداد اندک دانش آموز، فضای کاملا صمیمانه و خوبی را شاهد بودم اما باز هم نمی شود گفت دوران بدون کدام عیب و نقص بود. در اوایل ضعف درسی داشتم و اما چیزی که من را کمک کرد پگاه بود. در پگاه انگیزه‌ی برایم خلق شد تا بتوانم روی تمام ضعف هایم خط بکشم و اعتماد به نفس داشته باشم. من همیشه ممنون پگاه خواهم بود برای این که خاطره های قشنگی از دوران دانش آموزی ام برایم هدیه داده است و همچنان درس زندگی را برایم آموختانده است. هیچ وقتی معلمان پگاهی و همصنفان پگاهی ام را فراموش نخواهم کرد.»
عبدالله رضایی دانش آموزی بود که در کنار تمام مسوولیت های درسی خود در امور جنبی و فرهنگی لیسه پگاه نیز فعالیت زیاد داشت. او در سال ۱۳۹۵ معاون شورای دانش آموزی بود و این سمت را به خوبی پیش برد و هم چنان در سال ۱۳۹۶ به عنوان رییس شورای دانش آموزی انتخاب شد. در سال های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ با شورای ناظمان نیز همکاری می کرد.
عبدالله رضایی از کودکی به هنر نقاشی علاقه داشت و تا هنوز به دنبال آموختن این هنر است. او در اوقات بیکاری خود بیشتر نقاشی می کند و معمولا در نمایشگاه های هنری-نقاشی شرکت می کند و دوست دارد آثار خودش را نیز به نمایش بگذارد.
شما می توانید آثار نقاشی عبدالله رضایی را در همین سایت نیز مشاهده کنید:

از قلم عبدالله رضایی:
واژه ها را در ذهنم جمع می کنم. واژه های رنگارنگ که آن ها را کنار هم می چینم و اما دوباره به هم می ریزم شان. دوباره از نو می چینم و تا اینکه جمله مناسب می یابم تا بیان کنم. گاهی متفاوت است بدون اینکه کاری بتوانم بکنم ریسمان کلمه ها از دستم رها می شوند. می ترسم قلبی را بیازارد، روحی را پریشان سازد، تنی را رنجور نماید. ولی کاری نمی شود کرد. به چیدن کلمه ها ادامه می دهم.
می خواهم تاقچه ذهنم ام را دوباره بسازم. دید ام را بسوی پنجره ای روشنایی تغییر دهم و افسار کلمات و زبانم را از جنس ابریشم ببافم. با کوله باری از خاطرات گذشته و برنامه های برای آینده، قدم به راهی نهم که به قله های سفید ختم شوند. گاهی کوله بارم سنگینی می کند. می خواهم خاطرات ام را دور بیندازم تا راحت تر به راهم ادامه دهم. می بینم امکانش نیست. همه وجودم را وابسته به خود کرده اند اما از طرف دیگر نمی توانم برنامه های آینده ام را نیز نادیده بگیرم چون ممکن است راهی قله های سفید را گم کنم. ادامه می دهم، مبارزه می کنم، فریاد می زنم، نگاه می کنم، سکوت می نمایم…
این دلیلی است که من را به اهدافم می رساند چون می دانم که «مبارزه» نفس را تازه می سازد. فریادم «خواب رفتگان» را متوجه قله های سفید می کند. صدایم از درونم می جهد و از ناگفته های دلم می گوید و سکوتم با خودم حرف ها برای گفتن دارد.
شماره تماس: ۰۷۷۲۴۵۶۹۷۲
ایمیل آدرس: rezaieabdullah94@gmail.com

0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x