+93-747-159-153 — pphs1394@gmail.com
photo_2020-06-17_12-05-34

بهاره کاظمی

November 18, 2020

بهاره کاظمی قبل از ورود به پگاه یکی از دانش آموزان مکتب آصف مایل بوده است که یکی از دوران پرمشقت یادگیری و در عین حال دورانی بوده است تهی از سازگاری با محیط یادگیری و روحیه بلند پروازش ولی بعد از اینکه شامل روزنهِ جدید از فراگیری علم به نام پگاه می شود به یکبارگی دنیایش بزرگتر و غنی تر از قبل می شود. پگاه برای بهاره جایی بود که می توانست علم را فراتر از حفظ چند جلد کتاب تعریف کند و جای بود که می توانست معما های گره خورده قدیمی را باز کند، در مورد آن ها بحث و گفتگو کرده و در نهایت مورد تحلیل و تفسیر قرار داد. پگاه برای بهاره مکانی بود که می‌توانست برای سوال های بی پاسخ دینی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی خود پاسخ های منطقی پیدا کند. جایی برای آغازی بود تا تعریف واقعی زندگی و خودشناسی را بیاموزد. بهاره کاظمی از صنف ۱۰ تا پایان دوره مکتب در پگاه به ادامه فعالیت های درسی اش ادامه داد و جمله دانش آموزان پرکار و پرتلاش دوره خودش بود.

فعالیت های جنبی و غیر درسی بهاره در کنار فعالیت های درسی اش قابل قدر بود و نمونه‌ای خوبی از دانش آموزان فعال بود. او در سال ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ نماینده صنف خود و رییس شورای پارلمانی بخش دختران بود. او تلاش می کرد در کنار همصنفی های خود و دیگر دانش آموزان برنامه های مفیدی را تولید و اجرا کنند به همین خاطر در سال ۱۳۹۷ به همکاری همصنفی های خود برنامه «قصه های از فرهنگ» را در مکتب اجرا کردند. بهاره به دلیل علاقه مندی خاص به برنامه های توانمند سازی، در یک جمع از برنامه های مفید اشتراک کرد:

۱٫ اشتراک در برنامه شبیه سازی ملل متحد پامیر یا Pamir International Model United Nations

۲٫ اشتراک در برنامه شبیه سازی ملل متحد زن یا Zan International Model United Nations و انتخاب شدن به عنوان بهترین نماینده یا «Best Delegate»

۳٫ فعالیت به عنوان نماینده و عضو فعال Be The Change Organization

۴٫ فعالیت در انجمن فرهنگی آینه جوانان

از قلم بهاره کاظمی:

انگشتان استخوانی ام را یکی یکی روی کلید های که در آن حروف الفبای فارسی به ترتیب از «الف» تا «ی» نقش بندی شده است حرکت می دهم و نوشته جدیدم را که در مورد ویژه گی های شخصیتی در داستان یک روز بهاری است را ویرایش می کنم. این ویرایش «ویژه‌گی شخصیتی» روزهاست من را درگیر خود کرده است. البته ویرایشی که به معنای «اصلاح آوری» است ولی در واقع نقش دادن آدم ها در قالب های ساخته شده همیشگی سنت، اندیشه و عملکرد می باشد.

به این فکر می کنم که چقدر افراد و چقدر موضوعاتی است که صریحا قابل بحث و بیان است اما ویرایش کننده گان همیشه آن ها را به یک قالب از قالب های قبلی در می آورند. به این فکر می کنم که اگر ویرایشگران نمی بودند دنیا چقدر دچار تحول و شاید زیبایی ها می شد.

می خواهم متمرکز شوم به اصلاح کردن نوشته ام اما در همین پله های «اصلاح آوری» مدام‌است که به بن‌بست مواجه می شوم و چقدر نیاز دارم به یاد بیاورم لحظه‌ی که با علاقه‌ی وصف ناپذیر دنیایم را، وضعیتم را در این جامعه صادقانه به هم‌نوعانم در قالب کلمات درآوردم. قالبِ که متعلق به خودم است. لحظه‌ی بعد باز هم در مرحله ویرایش، به بن بست می خورم. در آن مرزی که باید بین صادق بودن و هم‌رنگ دیگران نوشتن یکی را انتخاب کنم.

لحظه‌ی خودم را بیرون از این جامعه و بالاتر حس می کنم. معلق در فضا. طوری‌که بشود عمل، رفتار و نوع همه مردم را از فاصله های دور اما دقیق نظاره‌گر بود. از این بالا چقدر درد می کشم وقتی می بینم همه تبدیل شده اند به یک مشت آدم های ساختگی، همه تبدیل شده اند به یک قالب تعیین شده از قبل. درد می کشم وقتی می بینم همه کاری انجام می دهند که نسل ها پیش آدم های دیگر انجام داده اند و مدام‌می کوشند همانند دیگری رنگ و بو بگیرند. رنج‌ می برم از اینکه عامل این آدم های ساختگی کسانی نیستند جز خود آن ها.

از ویرایش دست می کشم. می خواهم نوشته ام را همین طوری و به خواست خودم بنویسم. آن را دست نمی زنم. می خواهم نوشته ام حاصل یک فکر نو باشد که از ذهن من بیرون می شود. از ویرایش دست می کشم و می خواهم نوشته ام را یک رنگ با دیگر متن های روزگار نسازم و چیزی جدیدی به دنیای متن و نوشته تقدیم کنم.

0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x