+93-747-159-153 — pphs1394@gmail.com
1

دنیای رویا های من

July 21, 2020

من به نظر خودم آدم رویاپردازی ام. هر وقتی ذهنم از درگیری های دیگرِ روزگار فارغ می شود، شروع می کنم به رویا پردازی. رویاهایم اما یک دست نبوده اند و نیستند. عده ای از آنها آنقدر ظریف و زیبایند که نمی شود با کلمات توصیف شان کرد و عده ای نیز آنقدر بزرگ و دست نیافتنی که دوست ندارم در مورد شان حرف بزنم. راستش رویاپردازی را دوست دارم. هر چیزی که در زندگیِ واقعی ام ندارم، می توانم در عالم رویا آن را به دست آورم یا حداقل تصورش کنم. با رویاپردازی می توانم زندگی را از بُعد دیگر آن ببینم و می توانم برای لحظه‌ای، زوایه‌ی جدید و بهتری برای آن بیابم.

این چند روز میانه ام با رویا و رویاپردازی زیاد خوب نیست. بیشتر از هر زمان دیگر وارد دنیای واقعی ام شده ام. راستش وقت کم پیدا می کنم تا به رویاپردازی هایم برسم. در همین روزهایی که دنیای واقعی ام را بیشتر از هر وقت دیگر تجربه می کنم، حس می کنم اصلا به زیبایی رویاهایم نیستند. حتا به زیبا بودن آن شک می کنم. این را به خاطری می گویم که این روز ها چیزهای «واقعی‌تر» و «محسوس‌تر» را متوجه می شوم. در این روزهایی که از رویاهایم فاصله گرفته ام، متوجه خیلی چیزهایی شده ام که قبلا به آنها فکر هم نمی کردم.

در رویاهای من همه چیز قشنگ است. همه چیز منظم و سرجایش است. همان‌طوری که باید باشد. در رویاهای من زندگی فقط به معنای نفس کشیدن نیست، در آن جا کودکانِ از جنس خنده های شیرین و دوست داشتنی است. در رویاهای من مردان و زنان قوی و زحمت کشی اند که با هم برابر نیز هستند و صد البته که هر کدام ویژگی های خود شان را نیز دارند. من رویاهایی دارم که در آنجا تبعیض و تعصب نیست، بلکه مهربانی، عشق و برابری است. وقتی می گویم برابری یعنی این که رویاهای من خالی از عدالت و صلح نیست و هر مرد و زن جایگاه خودش را به عنوان یک انسان واقعی پیدا کرده است. در رویاهای من، مردان و زنان به کارهای نیک ارزش می دهند و از اعمال بد فاصله می گیرند. مردها و زن های پرکار با هم کار می کنند، با هم زندگی می کنند و با هم نفس می کشند. در رویاهای من نفس ها فردی نیست. یعنی اکسیجن تنها مال آدم های پولدار نیست تا آن را در کپسول های بزرگ جمع کرده و در کنج خانه های خود برای روز درماندگی ذخیره کنند. در آن جا همه تلاش می کنند یکسان زندگی کنند و یکسان نفس بکشند. رویاهای من پر از انسان های نیک و خدمت گذار است که برای رسیدن به «پیشرفت» و «آبادی» دست به دست همدیگر داده اند. در آن جا فرقی نمی کند کسی مرد باشد یا زن. مهم کاری است که برای «آبادی» انجام می شود. مهم فردی است که خدمت می کند. رویاهای من پر از خدمت و نیکی است. در آن جا به خدمت ها ارج گذاشته می شود و به انسان ها احترام. در رویاهای من مردها برای خوبی ها، نیکی ها و خدمت های شان پاداش مردانه، و زنان برای خوبی ها، نیکی ها و خدمت هایش پاداش زنانه و مطابق جنس خود شان دریافت می کنند.

خودم که فکر می کنم، حس می کنم رویاهای من خیلی قشنگ اند. در آن جا لازم نیست تنها مردها باید بیرون از خانه باشند و زن ها در میان حصارهای بلند محبوس. در آن جا هر انسانی که توانمندی برای اجرای کاری داشته باشد، می تواند آن را انجام دهد. در رویاهای من مردانی زیادی هستند که صبح ها زود بر می خیزند و برای کودکان خود صبحانه درست می کنند و همچنان زنانی نیز هستند که صبح زود با انبوهی از مسوولیت ها به دنبال وظیفه شان از خانه خارج می شوند. در دنیای رویاهای من هیچ مردی نسبت به زنی بی اعتماد نیست و هیچ زنی نسبت به مرد زندگی اش فکر خطا نمی کند؛ زیرا آنها برای «آبادی» و «پیشرفت» زندگی می کنند. در دنیایی که من از آن حرف می زنم، مرد و زن با هم یکسان اند و تمام حقوق و ویژگی های انسانی شان پابرجاست. در آن جا لازم نیست زنی برای کار در بیرون از خانه سرزنش شود و مردی برای ماندن در خانه. در آن جا همه این ها عادی است و احترام می شود. جدا از این، در رویاهای من همه از همدیگر سپاسگزار اند و برای یک دیگر کمک می کنند. شاید برای تان سوال خلق شود در دنیایی که من از آن حرف می زنم آدم هایی که نوآوری می کنند، ابتکاری به خرج می دهند و یا عمل نیکی را انجام دهند، چگونه تقدیر و تشویق می شوند. مهم نیست، خودم حدس می زنم که یکی از شما حتماً در این مورد سوال می کنید؛ به همین خاطر، قبل از سوال توضیح می دهم.

اگر از افغانستان هستید احتمالا با خود فکر می کنید که آدم های مبتکر و خلاقی که لایق قدردانی و تشویق هستند، طی یک برنامه‌ای «تقدیر نامه» می گیرند و دوستانی نیز می آیند تا بر شانه‌ی این آدم های خلاق و مفید حالا چه مرد باشند یا زن، «چپنِ موفقیت» و «لنگی اقتدار» بگذارند و بروند. اما از همین حالا گفته باشم، در رویاهای من از این گونه سپاسگزاری و قدردانی خبری نیست. در رویاهای من با وجودی این که آدم ها خیلی کم برای تشویق شدن و قدردانی شدن کار می کنند اما باز هم قدردانی ها خیلی زیباتر و متفاوت تر از آنچه در دنیای واقعی من است، انجام می شود. در آن جا مردم فکر می کنند چپن و لنگی هیچ وقتی به آدم های مفید، احترام و عزت نمی دهد. آنها دوست ندارند برای مردی که کار مفیدی در جامعه انجام داده است، چپن و لنگی هدیه بدهند، چیزی که کمتر مجال استفاده از آن وجود دارد. همین طور دوست ندارند به زنی که کار مفیدی انجام داده است و یا افتخاری را کسب کرده است، چپن و لنگیِ هدیه بدهند که با تمام دنیای زنانه او در تضاد بوده و به نحوی اهانت به هویت او باشد. در رویاهای من، چپن و لنگی نشانه ای قدردانی نیست. در آن جا احترام و انسانیت بهترین هدیه ای است که هر فرد مفید جامعه آن را به دست می آورد و همیشه از آن برای زندگیِ روشن و رضایت بخش خود استفاده می کند. برای همین وقتی از کسی قدردانی می کنند، از هر راهی که ممکن و مناسب باشد، تلاش می کنند تا وی موفق تر شود. به وی و توانایی هایش احترام قایل می شوند و فکر می کنند جامعه در دستان آنها امن تر و زیباتر خواهد بود. در رویاهای من زن و مرد یکسان قدردانی و تشویق می شوند و اما متناسب با ویژگی های انسانی آن ها. دنیای رویاهای من، همان قدر که ظریف و زیبا است، می تواند به همان اندازه پر معنا نیز باشد.

و سخن پایان این که دنیای رویاهای من خیلی زیباتر از دنیای واقعی ام است. دوست دارم از این بعد بیشتر اوقاتم را در آن دنیایی که سراسر زیبایی و سراسر انسانیت است بگذارنم و کمتر به این دنیایی واقعی و نامهربان خودم قدم بگذارم. امیدوارم روزی شاهد تحقق این این رویاها، در جهان حقیقی و پرآشوب خود باشم و دنیای رویاهایم را در زندگی واقعی ام بیابم.

نویسنده: یحیا آرض

0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x