+93-747-159-153 — pphs1394@gmail.com
106289848_3030609167034501_1535284333048863015_o

«این است زندگی!»

July 6, 2020

به شهر می نگرم. هر طرف خانه است. طرف راست، چپ، پیش رو و پشت سر. همه شهرم را خانه های مختلف فراگرفته است. از بیرون به رنگ های متفاوت آنها می‌نگرم. حس می‌کنم هر یک خیلی زیبا اند. چقدر بعضی های شان با درختان روی حویلی از این بالای بام زیبا به نظر می رسند. به فکر می افتم. به یاد حرف های دوستانم می افتم. قصه هایی که از خانواده شان می گویند، گاهی نزدیک است از تعجب شاخ درآورم. با خود می گویم: ما چقدر متفاوت هستیم. در یک شهر و با یک رنگ، اما با رنگ های مختلف و رنگ زدن‌های مختلف زندگی می کنیم. دوباره به خانه‌ها می نگرم. همه زیبا اند، اما کسی چه می داند درون آن چه غم‌هایی نهفته است؟ کسی چه می داند کدام دختری دست به خودکشی نزده باشد؟ کسی چه می داند خانواده ای از رنج بی نانی به ضعف نیفتاده باشد؟ کسی چه می داند آن خانه زیبا و بلند، درون خود هزار جنجال تحمل نمی‌کند؟ کسی چه می داند دختری رنج نمی برد؟ پدری عصبانی نیست؟ پسری به دور بودن از خانواده خود فکر نمی کند؟ کسی چه می داند یکی از شدت تنهایی در گوشه خانه اش خفه نمی شود؟

دلم می گیرد. یادم می آید از کودکی شهرم را دوست داشته ام، ولی حالا با کمی گذشتن از سفر زندگی و پی بردن به مفاهیم بیشتر، دلم می گیرد که شهرم را دوست داشته باشم. قبلاً این صداها و هیاهو را در کوچه و پس کوچه ها گوش می دادم و دوست داشتم و خوشحال بودم. کابلم برای من نفس می کشید و من برای کابلم؛ اما حالا دلم می گیرد؛ دلم می گیرد ازین که این همه درد مردم را می شنوم، درد و غم همه را حس می کنم. هیاهوی باد به بدنم سردی می کند و ناتوان می شوم از فکر کردن به آینده خوب و بد.

روبرویم متوجه خانه نارنجی هستم که قد و قامت زیبا دارد. از پنجره بزرگ آن، دیده می‌شود جشنی برپا است. خوشحال می شوم و به موسیقی آن گوش می دهم. می بینم در پشت آن پنجره، دقیقا پشت پرده، دخترانی می رقصند. سایه های شان روی پرده تلوتلو می خورد و در انعکاس نور برق، زیبا می‌نماید. ذوق می کنم. می خواهم دست بزنم. در خوشی شان شریک شوم. بلی جوکر درست گفته بود: «این است زندگی!» ولی یک چیز را متوجه نشده بود، اینکه زیبایی این زندگی را خود باید پیدا کرد. من این زیبایی را در شهر افسرده، در خانه‌های زیبا و در دل گرم دختران رقاص یافتم. ببینید شما در چه چیزی خواهید یافت.

نویسنده: زهرا حکیمی، دانش آموز صنف دهم لیسه پگاه

0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x