+93-747-159-153 — [email protected]
123644975_3389014011194013_7463588488598020851_o

حسرت

دلو ۱۹, ۱۳۹۹

اولین ماه از سال ۲۰۲۱ را با برنامه ای جالب و مفید آغاز کردیم؛ تعدادی از دانش آموزان لیسه خصوصی پگاه با جمعی از دانش آموزان جاپانی اهل هیروشیما بصورت آنلاین در ۴ روز در موارد گوناگون صحبت کردند که در آن هردو طرف در مورد فرهنگ، کشور و زبان هم چیزهایی آموختند.

در میان این چهار جلسه، آخرین آن که به تاریخ ۲۹ جنوری ۲۰۲۱ برگزار شد، تجربه ای شگفت انگیز برای من بود. موضوع مورد بحث آن روز، وضعیت جنگ و صلح در عصر حاضر بود وهر دو جانب، در مورد جنگ و صلح در کشورشان و همچنان در مورد تاثیرات آنها بر مردم و کشور خود صحبت کردند.

بعد از آن دانش آموزان به دسته های کوچکتری تقسیم شدند تا بتوانند بیشتر با هم صحبت و تبادل نظر کنند؛ اما سخنانی که در گروه ما رد و بدل شد، حسرتی عمیق و آمیخته با تعجب را در دلم برجا گذاشت؛ حتی با وجود آنکه همه مواردی که در سخنان خود بیان کردند را از قبل شنیده بودم.

سخنانی که از لب های دانش آموزان جاپانی پرواز کنان بر گوش های ما فرود می آمدند، مرا واداشتند تا فکر کنم آنان چقدر خوشبخت و خوش اقبال هستند زیرا همه تصورات شان از جنگ در چند عکس و بعضی از سکانس های فلم ها خلاصه می شد، حال آنکه جنگ بخشی از زندگی ماست و همچون نفس کشیدن، همواره برایمان محسوس است.

راستش را بخواهید کم کم فراموش میکنم آن روزهایی را که بدون صدای انفجار شب می شد و یا شب هایی که با صدای خروس های کاکل به سر به پایان می رسید نه صدای شلیک و غرش های وحشتناک اسلحه!

امروزه کمتر کسی را می توان یافت که در افغانستان زندگی کرده باشد اما ترس و اضطراب جنگ و ناامنی را حس نکرده باشد.

نمی دانم چند درصد مردم تجربه دیدن خون و تکه های بدن انسان را ندارند یا چند خانواده در این کشور داغ از دست دادن عزیزی را تجربه نکرده اند.

اما گفته ها و تجربیات دانش آموزان جاپانی چیز دیگری را می رساند: نزدیک ترین تجربه آنان از جنگ، داستان ها و قصه های مادربزرگِ مادربزرگ شان از جنگ جهانی دوم بوده است. یعنی آنان از سه نسل قبل با جنگ بیگانه اند.

هر کلمه ای که از زبان آنان می جَست، ناراحتی و یاس مرا بیشتر می کرد؛ چرا باید چنین تفاوت عظیمی میان ما و آنها باشد؟

آنان در جنگ جهانی دوم تلفات و خسارات هنگفتی را متقبل شدند ولی اینک از جمله بزرگترین کشورهای جهان اند؛ ولی ما… ما افغان هایی که در هیچ یک از جنگ های جهانی شرکت نکرده بودیم و خود را انسان هایی بزرگ و غیور می نامیم؛ چرا در چنین جایگاهی هستیم؟

آنان در سطح جهان و با کشور های بزرگ رقابت می کنند ولی ما چه؟ بیشتر از نصف مردم ما در این فکر اند که شب چه بخورند و یا کجا پناه ببرند تا از سرما و برف در امان باشند؟

نمی دانم این عقب ماندگی ما از چیست یا چه کسی را باید ملامت کرد؛ اما می دانم که نسل های بعد از ما چه کسی را ملامت خواهند کرد اگر وضع همینگونه باشد و تغییری نکند. مطمینم همه آنان ما را سرزنش خواهند و همین سخنان را در مورد ما برزبان خواهند راند چه بسا که فرصت تغییر را داریم ولی اقدانی نمی کنیم.

من که خواستار چنین چیزی نیستم؛ نمی خواهم نسل های بعد از من از غم نان شب و سرپناه پیر شوند؛ نمی خواهم برای داشتن چنین وضعی مرا و امثال مرا ملامت کنند.

پس می خواهم همه با هم در پی تغییر باشیم، تغییری که آرامش بعد از مرگ را برای ما و زندگی سالم و راحت را برای نسل های بعدی مان فراهم کند.

– علی سجاد افضلی

Leave a Reply

avatar
  Subscribe  
Notify of